محمد حسن خان اعتماد السلطنه

292

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

حاج ملا احمد واعظ خوانسارى عليه الرحمه مذكر طلق اللسان بود و در علوم شرعيه از فقه و اصول و حديث و تفسير و نظايرها هم بهرهء كامل داشت . حاج ملا احمد خراسانى واعظ رحمه الله در تتبع و اطلاع مقامى عالى و در كار منبر استيلائى عظيم داشت . حاج ملا تقى از علماء سارى . ميرزا سنگلاخ خراسانى از رجال مشهور مملكت ايران ، در فنون خط مهارتى زايد الوصف داشت و فن غالبش قلم نستعليق بود كه در آن صنعت اعجاز مىفرمود و در شعر نيز از استادان عصر به شمار مىآمد و شخصى محترم و عارف مسلك و درويش‌نهاد و صوفىمنش بود . سالها در اسلامبول توقف داشت . اعيان آن دولت در اكرام و تعظيمش بسيار مىكوشيدند . مدايح و مناقب او را كتابى كرده و به طبع رسانيده‌اند . تذكرة الخطاطين نوشته و خود در تبريز مطبوع ساخته است . صفحهء سنگ مرمر كه براى روضهء مطهر پيغمبر صلى الله عليه و آله تمام كرده اينك در تبريز مىباشد . در تمام عمر زن نگرفت و غير از هنر فرزند نخواست . اخبار او رسالهء مبسوط لازم دارد . يكصد و ده سال تقريبا عمر يافت و در سال يكهزار و دويست و نود و چهار هجرى به تبريز درگذشت . ميرزا حسن شوكت اصلا اصفهانى است و فعلا در سفارت عثمانيه به نگارشات مىپردازد . نظما و نثرا استاد است . تاريخ پطر كبير را كه ميرزا رضاى مهندسباشى ترجمه كرده او انشاء نموده است . ميرزا محمد باقر ساكن بلدهء همدان رئيس فرقهء شيخيهء آنجا بل و غيرها . در سر رياست « كرامخه » با حاجى محمد خان كرمانى همى در تنازع و تجاذب است و تشاح و تشاجر . ميرزا شفيع آشتيانى ساكن قزوين استاد ادبيات . ميرزا محمد صادق فراهانى « پروانه » تخلص از نژاد قائم مقام بزرگست و قريحهء صحيح دارد و شعر مليح مىگويد . ميرزا حسينقلى خطاط خوشنويسهاى خراسان او را در نستعليق بر خويشتن مقدم مىداشتند و شغل مشاقى رضوان‌مآب جلال الدوله با او بود و عاقبت از سوء القضاء به چاه مستراح بيفتاد